چرا بعضی جلسه‌های فروش با وجود توضیحِ کاملِ محصول، به شناختِ درستی از مشتری نمی‌رسند؟ پل چری در «فروش با سوالات» مسئله را در کیفیتِ گفت‌وگو جست‌وجو می‌کند. فروشنده ممکن است پاسخ‌های زیادی دربارهٔ محصولش داشته باشد، اما هنوز نداند مخاطب چه مشکلی را مهم می‌داند، چگونه تصمیم می‌گیرد و از یک تغییر چه انتظاری دارد. کتاب نشان می‌دهد پرسیدن، مرحله‌ای تشریفاتی پیش از معرفیِ محصول نیست؛ بخشی از خودِ فرایندِ فهم و پیشنهاد است.

چری انواعِ پرسش را براساسِ کاری که در گفت‌وگو انجام می‌دهند توضیح می‌دهد: بسطِ پاسخ، مقایسهٔ تجربه‌ها، افزودنِ اطلاعاتِ مرتبط، دنبال‌کردنِ واژه‌های مهم، بررسیِ پیامدِ مسئله و روشن‌کردنِ آیندهٔ مطلوب. این ابزارها در کنارِ شناختِ اولیهٔ مشتری، سنجشِ فرصتِ واقعی و رسیدگی به اعتراض قرار می‌گیرند. نقطهٔ مشترکِ آن‌ها، تبدیلِ پاسخ‌های کلی به فهمی است که بتواند مسیرِ ادامهٔ همکاری را روشن کند.

ارزشِ مطالعهٔ کتاب برای فروشندگان و مدیرانِ فروش، فقط داشتنِ فهرستی از سؤال‌های آماده نیست. خواننده می‌تواند ببیند چرا یک پرسش در زمانِ مناسب، اطلاعاتی به دست می‌دهد که توضیحِ بیشتر دربارهٔ محصول نمی‌دهد. همچنین روشن می‌شود شنیدنِ پاسخ و ساختنِ سؤالِ بعدی از دلِ آن، به اندازهٔ جمله‌بندیِ سؤال اهمیت دارد. این نگاه به‌ویژه در فروشِ مشاوره‌ای و تصمیم‌های سازمانیِ چندمرحله‌ای کاربرد دارد.

«فروش با سوالات» وعدهٔ بستنِ همهٔ معامله‌ها را نمی‌دهد. بخشی از کارِ پرسش، تشخیصِ موقعیت‌هایی است که هنوز آمادگی یا تناسبِ لازم برای همکاری ندارند. کتاب از فروشنده می‌خواهد میان معرفیِ آنچه عرضه می‌کند و شناختِ آنچه مشتری واقعاً نیاز دارد رابطه بسازد. نتیجهٔ مطلوب، گفت‌وگویی روشن‌تر است که پیشنهاد، پیگیری و گامِ بعدیِ آن بر اطلاعاتِ مشخص استوار باشند.